السيد محمد حسين الطهراني

314

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ . « 1 » ( و اكثريّت اين مردم متابعت نمىكنند مگر از ظنّ و گمان را ؛ و معلوم است كه : ظنّ و گمان به‌هيچ‌وجه إنسان را از حقّ و واقعيّت أمر ، بىنياز نمىكند . و اين قرآن چنين نيست كه از نزد غير خدا آورده شده ؛ و بطور افتراء به خدا نسبت داده شود ؛ و ليكن آنچه را كه در پيش روى اوست ، تصديق مىكند ، و شرح و تفصيل حقايق كتاب عالم علوى است ( لوح محفوظ ، و أمّ الكتاب ، و كتاب تكوين ) و در آن هيچ شبهه و ترديدى نيست كه از ناحيهء پروردگار عالميان است . ) وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ . « 2 » ( و گروهى در اين جنگ ، پاسدارى و حفظ از جانهايشان ، ايشان را به غم و غصّه انداخته بود . و آنان به خداوند گمان به غير حقّ ، و باطل مىبردند . اين گمان ، گمان جاهليّت است « كه از روى جهل و أوهام سرچشمه مىگيرد ، و با حقّ و يقين و علم ربطى ندارد » ) قرآن كريم ، پيوسته ناظران به خود را دعوت به حقّانيّتش نموده ، و در كثيرى از موارد ، واقعيّت و نفس‌الامريّت خود را بيان مىكند ، و مردم را مىخواند تا آراء و أفكار و مطالب خود را با آن تطبيق كنند ، و در صورت شكّ و شبهه خود را ملامت كنند كه : در برابر اين حقيقت و حقّانيّت و واقعيّت ، آنچه بر خلاف آن ، به ذهنشان آمده است ؛ جز أمر باطل و پوچ و بدون اعتبار چيزى نيست . دربارهء دسته‌اى از منافقين كه قرآن را مىخوانند ؛ و ايمان واقعى نداشته‌اند ؛ مىفرمايد : وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَ اللَّهُ

--> ( 1 ) آيهء 36 ، 37 ، از سورهء 10 : يونس . ( 2 ) بعضى از آيهء 154 : از سورهء 3 : آل عمران .